قوم ثمود دیروز و قوم ثمود امروز

درخواست حذف این مطلب

نتیجه تصویری برای ثمود

یکی از دلایل اینکه توصیه و تاکید میشود تا در آیات قرآن علی الخصوص داستانهای اقوام پیشین مورد نظر قرار گیرد به این خاطر است که آنچه بر اقوام گذشته اتفاق افتاده قطعا تکرار پذیر است و ما می بایست بدانیم چنانچه همان راه را برویم بطور یقین عذاب الهی بر ما هم نازل خواهد شد ،بنابراین چند قوم در قرآن هستند که مطالعه آن ضرورت داشته تا بدانیم ما در دنیای امروز در کجای کار هستیم و تشابهات حال و روز خودمان با آن اقوام را بسنجیم و انشاء الله که این عذاب های ادنی و استدراج دور شویم .

از طرفی این موضوع مطرح است که در ا ا مان تمام گناهان گدشته به اضافه گناهانی جدید در بین امتها و اقوام رایج میگردد که نشان دهنده بی توجهی انسانها به فرامین کتب آسمانی و تذکرات ان الهی می باشد و جهان امروز ما آکنده از گناهانی است که ذکر تمام انها در قرآن کریم و در سرگدشت گذشتگان ما آمده است . پرستی ،ربا،حاکمان ظالم،غیبت ،دروغگویی ،لواط ، ،گران فروشی ، به بیت المال و....
توضیح اینکه :
عذاب ادنی :در آیه 94 سوره اعراف می خوانیم «وَمآ اَرْسَلْنا فى قَرْیَةٍ مِنْ نَبِىٍّ اِلاَّ اَخَذْنآ اَهْلَها بِالْبَاْسآءِ وَالضَّرَّآءِ لَعَلَّهُمْ یَضَّرَّعُونَ»؛ ما در هیچ شهر و دیاری ی نفرستادیم، مگر اینکه مردم آنجا را گرفتار مشکلات و زیان ها ساختیم تا بیدار شوند و به درگاه خدا روی آورند. این نوع عذاب بیشتر جنبه هشدار دارد و برای بیداری است.
وع دوم عذاب الهی استدراج است که قرآن مجید در این باره چنین می فرماید: «وَالَّذِینَ کَذَّبُواْ بِآیَاتِنَا سَنَسْتَدْرِجُهُم مِّنْ حَیْثُ لاَ یَعْلَمُونَ»؛ و انی که آیات ما را تکذیب د، ما آنان را از جایی که نمی دانند، به تدریج به سوی عذاب پیش می بریم.

قوم ثمود مردمی بت پرست و جانشیان قوم عاد بوده اند که با عنوان «قوم صالح» و «اصحاب الحجر» نیز در قرآن از آنان یاد شده است. خداوند حضرت صالح علیه السلام را برای هدایت ایشان مبعوث کرد قوم ثمود برای اثبات حقانیت رس صالح از او خواستند تا شتر ماده ای را با ویژگی های خاصی از دل کوه بیرون آورد. با تمام تاکیدهایی که صالح علیه السلام درباره ناقه کرده بود آن را از پای در آوردند. مجازات قوم ثمود به طرق مختلف در قرآن بازگو شده است.

مفهوم شناسی

برخی از لغت شناسان "ثمود" را واژه ای عربی برگرفته از «ثمد» دانسته اند.[۱]به معنی آبی اندک و کم مایه است در زمستان جمع گردد و در تابستان خشک شود.[۲] برخی دیگر آن را غیرعربی می دانند و برخی نیز گفته اند ثمود نام پدر قبیله بوده که قبیله به نام او نامیده شده است.[۳]

اقامتگاه قوم ثمود

قوم ثمود در سرزمین «الحجر» در وادی القری که میان حجاز و شام است زندگی می د.[۴]

بخاری و مسلم به نقل از عبدالله بن عمر روایت کرده اند که او گفت: آنگاه که خدا صلی الله علیه و آله گروهی از مسلمانان را در سرزمین تبوک فرود آورد، آنان را به منطقه «الحجر» برد تا خانه های (سنگی) ثمودیان را نشانشان دهد. همراهان صلی الله علیه و آله از چاه های آبی که قوم ثمود در گذشته های دور از آنها می نوشیدند، خود را سیراب د و از همان آب (برای پختن نان) خمیر فراهم ساختند و دیگ و پایه ب ا د.

رسول خدا صلی الله علیه و آله تا متوجه شد که چنین د، فرمان داد که آب درون دیگ ها را به روی زمین بریزند و خمیر را نیز خوراک شتران کنند. سپس به راه خود ادامه می دادند تا این که رسول خدا صلی الله علیه و آله آنان را به نزدیک همان چشمه یا چاپ آبی رساند که ناقه صالح از آب آن می نوشید. در این هنگام ، همراهانش را از وارد شدن به اقامتگاه قومی که به عذاب و قهر الهی گرفتار آمدند، بازداشت و فرمود: بیم آن دارم که شما نیز مانند آنان گرفتار (عذاب الهی) شوید؛ پس به اقامتگاه آنان درنیایید».

این گزارش عبدالله بن عمر - که حدیث شناسان آن را از جمله روایات صحیح دانسته اند - دو مشخصه و ویژگی س تگاه ثمودیان را روشن می سازد: یکی این که محل اقامت آنان همان سرزمین «الحجر» است و در قرآن نیز آمده است. دیگر آن که حدود جغرافیایی سرزمین «الحجر» در میانه راه مدینه و تبوک قرار دارد. همچنین در این گزارش مشخص شده است آبی که ناقه صالح علیه السلام از آن می نوشید، در طول سالیان دراز هرگز خشک نشد و حتی در عصر نیز دارای آب بوده که ایشان به همراهانش اجازه داده است تنها از آب آن بنوشند و استفاده دیگری نبرند.

علامه شعرانی نیز در کتاب نثر طوبی می گوید:

در نزدیک مدینه در راه شام محلی است که آن را مدائن صالح گویند نزدیک وادی القری به فاصله یک روز راه و از خیبر تا وادی القری به اندازه فاصله مدینه است تا خیبر در عرض شمالی 27 درجه و نیم تقریباً... و جرجی زیدان در کتاب العرب قبل ال تصویر بنائی آورده است به نام قصر البنت و در سفر نامه حج خدیو مصر عباس حلمی به مکه معظمه هم این تصویر آمده است و در آنجا گویند خدیو یکی از مستشرقان فرنگی را فرستاد تا آثار و خطوط آن ابنیه را به دقت تامل کند و به خط و زبان عربی ترجمه نماید او رفت چیز مهم نیافت. در قرآن اشاره به این هست که عرب م ن آنها را می شناختند «وعادا و ثمود و قد تبین لکم من م نهم» (سوره عنکبوت/آیه38). جرجی زیدان بعض نوشته های انجا را به خط آرامی نقل کرده است و ترجمه آن را آورده ودر باره وقف مقبره است بر واقف و اولاد و ان او ولعن آنکه وقف را تغییر دهد. اما بر حسب تقریر وی این کتابت بسیار قدیم نیست بلکه مقارن میلاد حضرت یا پس از آن است و نیز به اتفاق نس ن عرب عاد و ثمود و طسم و جدیس از عرب عاربه هستند که اصل زبان عربی از آنها گرفته شده و دیگران عرب مستعر به که زبان عربی را از اینها آموختند مانند فرزندان حضرت اسماعیل و عرب حجاز.[۵]

قوم ثمود در قرآن

نام ثمود 26 بار در قرآن آمده است. این قوم مردمی بت پرست و جانشیان قوم عاد بوده اند:«وَاذْکُرُوا إِذْ جَعَلَکُمْ خُلَفَاءَ مِنْ بَعْدِ عَادٍ وَبَوَّأَکُمْ فِی الْأَرْضِ تَتَّخِذُونَ مِنْ سُهُولِهَا قُصُورًا وَتَنْحِتُونَ الْجِبَالَ بُیُوتًا»؛[۶] و به خاطر بیاورید که شما را جانشینان قوم عاد قرار داد و در زمین مستقر ساخت که در دشتهایش مقرها برای خود بنا کنید و در کوهها برای خود خانه ها می تراشید.

دوبار نیز با عنوان «قوم صالح» و «اصحاب الحجر» از قوم ثمود یاد شده است. [۷] به اعتقاد شمارى ازمفسران، عنوان «پیشینیان» (الاولین) در برخى آیات به قوم ثمود نیز اشاره دارد.[۸] [۹] البته یادکرد ثمود به عنوان یکى از مصادیق اقوام نخستین، از سیاق آیه 59 اسراء/17 به روشنى دریافت مى شود. این معنا مؤید روایى نیز دارد؛ بر اساس روایتى از رسول خدا صلى الله علیه و آله کشنده ناقه صالح علیه السلام ، «أشقى الأولین» یعنى شقى ترین فرد پیشینیان خوانده شده است. این روایت ذیل آیه 12 شمس/91 مورد توجه مفسران قرار گرفته است.[۱۰]

قوم ثمود و رس حضرت صالح علیه السلام

ثمود در ناز و نعمت غوطه ور شده و پروردگار خویش را فراموش کرده بودند، خداوند حضرت صالح علیه السلام را برای هدایت ایشان مبعوث کرد تا قوم خویش را به دین توحید و ترک بت پرستی دعوت کند،[۱۱] وی از آنان خواست تا در زمین فساد نکنند،[۱۲] اما قوم سرکش ثمود به صالح علیه السلام گفتند: «أَتَنْهَانَا أَن نَّعْبُدَ مَا یَعْبُدُ آبَاؤُنَا وَإِنَّنَا لَفِی شَکٍّ مِّمَّا تَدْعُونَا إِلَیْهِ مُرِیبٍ»؛[۱۳] آیا ما را از پرستش آنچه پدرانمان می پرستیدند، نهی می کنی؟ در حالی که ما در مورد آنچه به سوی آن دعوتمان می کنی در شک و تردید هستیم.

دعوت حضرت صالح علیه السلام

صالح علیه السلام دعوت خود را با فراخواندن قوم ثمود به توحید و یکتاپرستی و شریک قرادادن برای وی آغاز کرد. او خطاب به قوم خود فرمود: «یا قوم اعبدوا الله مالکم من اله غیره»؛[۱۴] ای قوم من! الله را بپرستید. برای شما معبودی جز او نیست.

او به آنان یادآور شد که فرستاده ای در خور اعتماد است و آنان را به پیروی از دستورات الهی و پرهیزکاری فرمان داد.[۱۵] او همچنین فهماند که چشم داشت هیچ پاداشی از آنان ندارد، چرا که تنها تکلیفش را در راه دعوت آنان به یکتاپرستی انجام داده و مزد او را تنها خداوند می دهد.[۱۶]

صالح علیه السلام از ثمودیان خواست که به ناقه خداوند به عنوان یک پدیه شگرف و معجزه الهی، با بصیرت بنگرند و از آزار رساندن به آن بپرهیزند.[۱۷] او یادآور شد که خداوند آنان را جانشینان قوم عاد قرار داده و با مس ساختن زمین برای آنان، نعمت های بی شماری را در اختیارشان نهاده است و در برابر، از آنان خواست که نعمت های الهی را سپاس گویند و از کفران نعمت و فسادانگیزی دوری جویند.[۱۸]

قوم ثمود همچنان که آنان را به پیروی خداوند و پرهیزکاری و گردن نهادن در برابر دستورات او به عنوان فرستاده خداوند فرمان می داد، در برابر آنان را از سرسپردگی در برابر دستورات اسراف کاران، فسادانگیزان و ستمکاران بازداشت.[۱۹]

ثمودیان، شان صالح را به سحر و افسون زدگی[۲۰] و کذب و دروغگویی[۲۱] متهم د و به او گفتند که پیش از این ما به تو امیدها داشتیم[۲۲] ولی صالح علیه السلام خطاب کرد اگر او بر روش و منش آنان رفتار کند و خدای را نافرمانی کند، هیچ یک از آنان نمی توانند در برابر خدا او را یاری رساند و تنها بر زیان او می افزایند.[۲۳]

ثمودیان کافر به این هم بسنده ن د و سران مستکبر قوم به تشکیک در اعتقادات مستضعفانی که به صالح ایمان آورده بودند، پرداختند ولی نمی دانستند که ایمان و یقین در دل و جان آنان نفوذ کرده است.[۲۴]

رویارویی اصحاب حق و پیروان باطل در طول تاریخ و در همه زمانها و مکانها بوده است. اصحاب حق از یقین و ایمان و استواری و پیکار در راه عقیده برخوردار بوده اند و پیروان باطل به سبب عنادورزی و غرور و با بهره گیری از وسایل و شیوه های گوناگون، حقیقت مداران را به س یچی از حق و حقیقت وامی داشتند و نتیجه آن پیدایش دو طریق حق و باطل در طول تاریخ است.

معجزه حضرت صالح علیه السلام

قوم ثمود برای اثبات حقانیت رس صالح علیه السلام از او خواستند تا شتر ماده ای را با ویژگی های خاصی از دل کوه بیرون آورد، در مقابل چشمان حیرت زده مردم، ماده شتر با همان ویژگی ها از ص ه بیرون آمد، عده ای ایمان می آوردند اما گروهی دیگر همچنان بر کفر خود باقی ماندند.[۲۵]

صالح علیه السلام از ایشان خواست آب چشمه را یک روز در میان در اختیار ماده شتر قرار دهند؛ «وَیَا قَوْمِ هَذِهِ نَاقَةُ اللّهِ لَکُمْ آیَةً فَذَرُوهَا تَأْکُلْ فِی أَرْضِ اللّهِ وَلاَ تَمَسُّوهَا بِسُوءٍ فَیَأْخُذَکُمْ عَذَابٌ قَرِیبٌ»؛[۲۶] وای قوم من این ناقه خداوند است که برای شما نشانه ای است، بگذارید در زمین خدا به چرا مشغول شود، هیچ گونه آزاری به آن نرسانید که عذاب خدا شما را خواهد گرفت.

با تمام تاکیدهایی که صالح علیه السلام درباره ناقه کرده بود، شقی ترین افراد بنام «قدار بن سالف» کشتن ناقه می شود.[۲۷] و او را از پای درمی آورد: «فَعَقَرُواْ النَّاقَةَ»؛[۲۸] سپس ناقه را پی د.

قوم لجوج ثمود از صالح علیه السلام می خواهند تا اگر راست می گوید عذ را که وعده داده بود، بیاورد: «یَا صَالِحُ ائْتِنَا بِمَا تَعِدُنَا إِن کُنتَ مِنَ الْمُرْسَلِینَ»؛[۲۹] و گفتند: ای صالح اگر تو از فرستادگان (خدا) هستی، آنچه ما را با آن تهدید می کنی، بیاور.

صالح به آنها اخطار کرد که بعد از سه روز عذاب الهی آنها را فراخواهد گرفت.[۳۰] نقل شده در روز اول صورت ایشان زرد شد و در روز دوم سرخ و روز سوم روی ایشان سیاه گردید.[۳۱]

کیفیت نزول عذاب قوم ثمود

مجازات قوم ثمود به طرق مختلف در قرآن بازگو شده است که به خاطر اختصار فقط به آنها اشاره می کنیم:

  1. رعد و برق: (الصاعقة)[۳۲]
  2. زمین لرزه: (الرجفة)[۳۳]
  3. صدای عظیم و وحشتناک: (الصیحة)[۳۴]

میان این تعبیرهای گوناگون هیچ گونه تضادی وجود ندارد؛ چرا که ممکن است به مراحل و درجات مختلف این عذاب مرگبار اشاره داشته باشد.

پانویس

  • قرشی، علی اکبر، قاموس قرآن، تهران، دارالکتب ال یه، 1371، چاپ هفتم، ج اول، ص315.
  • ابن منظور، لسان العرب، بیروت، داراحیاء راث العربی، 1408ق.
  • شریعتمداری، جعفر، شرح و تفسیر لغات بر اساس تفسیر نمونه، مشهد، بنیاد پژوهش های ی آستان قدس رضوی، 1372، چاپ اول، ج اول، ص322.
  • مشاهی، بهاءالدین، دانشنامه قرآن و قرآن پژوهی، تهران، دوستان و ناهید 1377، چاپ اول، ج اول، ص827.
  • نثر طوبی، علامه شعرانی، ج1، ص115
  • سوره اعراف/ 74 (ترجمه آیات از آیه الله مکارم می باشد).
  • (هود/11، 89؛ حجر/15، 80)
  • جامع البیان، ج 17، ص 6؛ بیان، ج 8، ص 152؛ ج 10، ص 226 - 227؛ مجمع البیان، ج 7، ص 72؛ ج 10، ص 231.
  • (انبیاء/21، 5؛ مرسلات/77، 16)
  • الکشاف، ج 2، ص 90؛ مجمع البیان، ج 10، ص 371؛ تفسیر قرطبى، ج 20، ص 78.
  • سوره نمل/45.
  • سوره اعراف/74.
  • سوره هود/62.
  • سوره هود/61.
  • سوره شعراء/142-141.
  • سوره شعراء/145.
  • سوره اعراف/73.
  • سوره اعراف/74.
  • سوره شعراء/152-150.
  • سوره شعراء/153.
  • سوره قمر/25.
  • سوره هود/62.
  • سوره هود/63.
  • سوره اعراف/76-75.
  • مشاهی، بهاءالدین و احمد صدر و...؛ دایره المعارف تشیع، تهران، نشر شهید سعید محبی، 1375؛ چاپ اول، ج5؛ ص235.
  • سوره هود/64.
  • داستانهای قرآن و تاریخ انبیاء در المیزان، پیشین، ص288.
  • سوره اعراف/77.
  • سوره اعراف/77.
  • سوره هود/65.
  • فعال عراقی نژاد؛ حسین؛ داستانهای قرآن و تاریخ انبیاء در المیزان، تهران، نشر سبحان، 1378، چاپ اول، ج اول، ص287.
  • سوره ذاریات/44.
  • سوره اعراف/78.