فتنه ریاست طلبی و راه نجات فتنه های آ ا مان

درخواست حذف این مطلب

نتیجه تصویری برای فتنه ا ا مان

چرا فتنه ریاست طلبی بدترین آفتهای آ ا مان است اگرچه انسان از ابتدا قدرت و ریاست طلبی داشته ولی این در انتهای آ ا مان و نزدیک ظهور نمودی دیگر پیدا میکند و در تمام دنیا و در همه ارکان ، اقتصادی ،اجتماعی و مهمتر نظامی بطور چشمگیری رو به فزونی میگذارد و آنچنان که جنگهای گذشته در مقابل ان حتی جنگ جهانی دوم هیچ است .بطوری که در تمام حکومتهای دنیا با هر دین و مسلک و یا سلیقه های فرهنگی و اجتماعی و یا اقتصادی سران آن برای ریاست طلبی به فتنه ها متوسل میشوند .

به ک داهای ریاست جمهوریها و گروه ها و احزاب و نمایندگان در سراسر جهان بنگرید چگونه با دروغگویی و توسل به ریا و آمارهای کذب در صدد رسیدن به پست و مقامی هستند که شایستگی آنرا ندارند و سران کشورها برای ماندن بر اریکه قدرت متوسل به انواع ترفندها و فتنه ها میشوند .در این زمان کلیه انسانهای موحد و مومن جهان مورد امتحان الهی قرار میگیرند و تنها انی که برابر احادیث ذیل خود را از سیاست های ریاکارانه محفوظ نگه دارند نجات پیدا میکنند .

مردان الهی که به جستجوی خشنودی خدای خود هستند و گرفتار حبّ دنیا نشده اند، از ریاست و شهرت هراس دارند و همواره می خواهند خمول و ناشناخته باشند و مردم گرد آنان جمع نشوند و از آنان ستایش ننمایند. آنان عزلت از مردم و انس با خدا را بهتر از هر چیزی دوست می دارند و همواره از مردم دنیا فاصله می گیرند تا از خطرهای اجتماعی و ارتباط با مردم و آلوده شدن به گناه نجات پیدا کنند، چنین انی به دنبال دنیا و ریاست دنیا نمی گردند بلکه از آن گریزان هستند، جز آن که برای انجام وظیفه، مسؤولیّتی را بپذیرند. از این رو، برای خود جایگاهی مرتّب نمی کنند و انتظار احترام و اکرام از ی ندارند، آنچه گفته شد از سیره اولیای خدا و شاگردان راستین آنان استفاده می شود.

از روایات معصومین علیهم السلام نیز استفاده می شود که حبّ ریاست برای دین مؤمن بسیار خطرناک است و ریاست طلبی برای ی که اطمینان به اجرای عد ندارد حرام می باشد. گرچه در این زمان ها برخی از مردم برای به دست آوردن ریاست و یک منصب، خلاف ها و گناهانی را مرتکب می شوند و حقوقی را تضییع می نمایند تا به خواسته خود برسند، در حالی که آن ریاست سبب هلاکت و بیچارگی آنان خواهد شد. اعاذنا اللَّه من ذلک بفضله و کرمه و رحمته.

اکنون به برخی از روایات معصومین علیهم السلام در این موضوع اشاره می کنیم.

مرحوم صاحب مستدرک الوسائل ب را با عنوان «باب تحریم طلب الرئاسه مع عدم الوثوق بالعدل» باز نموده و روایاتی را درباره مذمّت از حبّ ریاست و ستایش از حبّ عزلت و خمولت نقل نموده است که بر برخی از آنها اشاره می شود.

کاظم علیه السلام فرمود: «خطر حبّ ریاست برای دین مسلمان، بیش از خطر گرگانی است که در گلّه بدون چوپان وارد شوند.»

صادق علیه السلام فرمود: « ی که به دنبال ریاست و جاه طلبی باشد هلاک خواهد شد.»

و فرمود: «از اهل ریاست دور شوید، به خدا سوگند مردم به دنبال ی حرکت نمی کنند جز آن که او خود و دیگران را هلاک خواهد نمود.»

و فرمود: «ملعون است ی که ریاست طلب باشد، ملعون است ی که برای رسیدن به آن بکوشد، ملعون است ی که به خود وعده ریاست بدهد.»

به نظر می رسد، ریاست طلبی دور از تکبّر و ریا و عجب و خودپسندی و بی تقوایی نمی باشد و این خصلت ها هر کدام برای هلاکت انسان کافی است.

از این رو، صادق علیه السلام فرمود: « ی که اراده ریاست داشته باشد هلاک شده است.»

صادق علیه السلام نیز به محمّد بن مسلم فرمود: «تو فکر می کنی من افراد نیک و بد شما را نمی شناسم؟ آری به خدا سوگند، بدان شما انی هستند که دوست می دارند مردم به دنبال آنان حرکت کنند و آنان رئیس بر مردم باشند، چنین انی بدون شکّ یا کذّاب و دروغگو هستند و یا عاجز الرأی و نادان می باشند.»

مؤلّف گوید: تاریخ نشان می دهد که هر ظلم و هر خیانت و جنایتی از صدر تا کنون رخ داده است، علّتی جز حبّ ریاست نداشته است و حبّ ریاست بسیاری از متعبّدین را نیز هلاک نموده است، و تمام حوادث تلخ و خونباری که در زمان های معصومین ماعلیهم السلام رخ داده به سبب حبّ ریاست و جاه طلبی بوده است. آنان نه تنها برای رسیدن به ریاست، حکّام دیگری همانند خود را می کشتند بلکه مردم بی گناه و حتّی ان معصوم علیهم السلام را نیز از ترس این که مردم تمایل به آنان پیدا کنند می کشتند. لعنهم اللَّه اجمعین.



راه نجات از فتنه های آ ا ّمان

رسول خداصلی الله علیه وآله در پایان خطبه خود در سال حجّه الوداع در کنار کعبه، پس از بیان نشانه های مردم آ ا ّمان و فتنه هایی که در آن زمان رخ می دهد، راه نجات و سلامت دین مردم را در پیروی از قرآن و اهل بیت خود بیان نمود و فرمود:

«مَعاشِرَ النَّاسِ! إِنِّی راحِلٌ عَنْ قَرِیبٍ وَ مُنْطَلِقٌ إِلَی الْمَغِیبِ، فَأُوَدِّعُکُمْ وَ أُوصِیکُمْ بِوَصِیَّهٍ فَاحْفَظُوها، إِنِّی تارِکٌ فِیکُمُ الثَّقَلَیْنِ: کِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِی أَهْلَ بَیْتِی، إِنْ تَمَسَّکْتُمْ بِهِما لَنْ تَضِلُّوا أَبَداً، مَعاشِرَ النَّاسِ! إِنِّی مُنْذِرٌ وَ عَلِیٌّ هادٍ، وَ الْعاقِبَهُ لِلْمُتَّقِینَ، وَ الْحَمْدُ للَّهِ ِ رَبِّ الْعالَمِینَ.»

یعنی: «ای مردم! من در این به عالم غیب رحلت خواهم نمود، اکنون با شما خداحافظی می کنم و شما را به وصیّتی توصیه می کنم که باید در انجام آن حرمت مرا حفظ کنید [ و هرگز از آن تخلّف ننمایید]، همانا من دو چیز بزرگ را بین شما باقی می گذارم: کتاب خدا و عترت و اهل بیت خود را، اگر شما به این دو چیز تمسّک جویید و از آنها پیروی کنید هرگز گمراه نخواهید شد.

ای مردم! [ همان گونه که خداوند می فرماید: «إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرٌ وَ لِکُلِّ قَوْمٍ هادٍ» ]من منذر هستم و علیّ هادی می باشد و عاقبت نیک برای متّقین است و حمد و ستایش مخصوص خدای ربّ العالمین می باشد.»

آری، اگر مردم بعد از رسول خداصلی الله علیه وآله به کتاب خدا و اهل بیت خودصلی الله علیه وآله تمسّک جسته بودند، به فرموده حضرت فاطمه علیها السلام [ و امّ سلمه و ابوذرّ و ابن عبّاس]، دو نفر هم با یکدیگر نزاع و اختلاف پیدا نمی د، «وَ لکِنْ قَدَّمُوا مَنْ أَخَّرَهُ اللَّهُ وَ أَخَّرُوا مَنْ قَدَّمَهُ اللَّه»، یعنی: بعد از صلی الله علیه وآله ی را مقدّم نمودند که خدا او را [ لایق منصب ت نمی دانست و او را] کنار زده بود و ی را کنار گذاردند که خداوند اورا مقدّم نموده بود [ و لایق منصب ت می دانست].

مفضّل می گوید: صادق علیه السلام به اصحاب خود فرمود: «آگاه باشید، به خدا سوگند برای صاحب این امر [ یعنی حضرت مهدی علیه السلام] غیبتی خواهد بود [ بسیار طولانی] و چنان نام او از یاد خواهد رفت که گفته خواهد شد: "او، یا مرده است، و یا او را کشته اند"، و یا می گویند: "ما نمی دانیم در کجا پنهان گشته است؟" و در آن زمان ی نجات نخواهد یافت مگر آن که خداوند از او پیمان بندگی گرفته باشد و ایمان در قلب او ثبت شده باشد، و مورد تأیید خداوند باشد...»

المؤمنین علیه السلام فرمود: «ای مردم! شما فتنه های تاریک و کوری را در پیش دارید و راه نجاتی از آن نیست مگر برای "نومه".» گفته شد: «نومه چیست؟» فرمود: « ی که مردم را می شناسد و مردم او را نمی شناسند.»

و یا فرمود: «ای مردم! امواج فتنه را به وسیله کشتی های نجات بشکافید، [ و خود را نجات بدهید].

مقصود آن حضرت از کشتی های نجات، عترت و اهل بیت رسول خداصلی الله علیه وآله می باشد؛ چرا که رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود: «مَثَلُ أَهْلِ بَیْتِی کَمَثَلِ سَفِینَهِ نُوحٍ مَنْ رَکِبَ فِیها نَجا وَ مَنْ تَخَلَّفَ عَنْها غَرِقَ وَ هَوی.» یعنی: «مَثَل اهل بیت من مَثَل کشتی نوح است که هر در آن قرار گرفت نجات یافت و هر از آن تخلّف نمود هلاک گردید [ گرچه فرزند حضرت نوح بود].»

سجّادعلیه السلام فرمود: «لَتَأْتِیَنَّ فِتَنٌ کَقِطَعِ اللَّیْلِ الْمُظْلِمِ، لا یَنْجُو مِنْها إِلّا مَنْ أَخَذَ اللَّهُ مِیثاقَهُ أُولَئِکَ مَصابِیحُ الْهُدی وَ یَنابِیعُ الْعِلْمِ یُنْجِیهِمُ اللَّهُ مِنْ کُلِّ فِتْنَهٍ مُظْلِمَهٍ.»

یعنی: «برای شما فتنه هایی همانند شب تاریک رخ خواهد داد و در آن فتنه ها برای ی راه نجات نخواهد بود مگر آنان که خداوند میثاق بندگی از آنان گرفته باشد، و آنان چشمه های علم و دانش و چراغ هدایت هستند و خداوند آنان را از هر فتنه تاریکی نجات خواهد داد.»

خلاصه سخن این است که در آ ا ّمان و دوران غیبت حضرت مهدی علیه السلام، فتنه های کور و خطرناکی رخ می دهد و نجات و سلامت از آنها جز با تمسّک به قرآن و اهل بیت علیهم السلام و تقوا و تقیّد به دین و پرهیز از شبهات و استمداد از خداوند و توسّل به اولیای او و توجّه به سخنان آنان در رابطه با آ ا ّمان و دوران غیبت کبرا امکان پذیر نیست، و لا حول و لا قوّه الّا باللَّه و هو المستعان علی الامور کلّها.

برداشت ازکتاب فتنه های آ ا مان
نویسنده سیدمحمد حسینی بهارانچی